|
هابرت ودرین (Hubert Védrine)، وزیر سابق امور خارجه فرانسه، می گوید:
" سقوط دیوار برلین روابط بین الملل را در سناریویی جدید قرار داده و به ویژه روند جهانی شدن را عمومیتی بیش از پیش بخشیده است. با سقوط اتحاد شوروی لیبرالیسم پیروز و ایالات متحده از نظام قدرتی برتر به نظامی فوق برتر تبدیل شد."
تعریف وزیر سابق فرانسه، قدرت و یک جانبه گرایی آمریکا را در دنیایی تک قطبی، تایید میکند. جهانی شدن امروز، فقط در ماهیت اقتصادی نیست، بلکه مباحث سیاسی بیشماری را نیز در بر گرفته و حتی یک ایدئولوژی است که مفهوم دولت- ملت را مورد سوال قرار میدهد. همانگونه که نویسندگانی چون ژیم پتراس(James Petras) و هانری ولتمایر(Henry Veltmeyer) می گویند:
" مفاهیمی چون "استقلال ملی کشورها"، "ظهور یک سیستم جهانی"، "پیشرفت جهانی "، "دهکده جهانی" و مفاهیم بیشمار دیگر از یک ایده کلی تر خلق شده اند، ایده ای که بنا بر آن انباشتن ثروت، تجارت و سرمایه گذاری، محدود به دولت-ملت نمی شود. در معنای عمیقتر "جهانی شدن " انبوه تبادلات بازاری، سرمایه گذاری، تولید و تکنولوژی ملتهای مختلف را در بر میگیرد. گستردگی و انبوه این تبادلات نظام و قاعده جهانی جدیدی برای طرفداران جهانی شدن وضع می کند، قوانینی که بنگاهها و تشکیلات خاص قدرت خود را دارد و در واقع جایگزین ساختارهای قدیمی دولت-ملت می شود." (صورت پنهان جهانی شدن ـ امپریالیسم قرن 21 ـ انتشارات پارانگون(Parangon) صفحه 33). بدین ترتیب اولین قربانی جهانی شدن، دولت-ملت می باشد، به طوری که قوای حاکمیت ملی را ضعیف و ضعیف تر می نماید. حقوق مردم و مشتقات حقوق بشر، به یک جیره غذایی تبدیل شده که به سختی کفایت گذران زندگی را میکند. اینگونه است که طی دهههای 1990/2000 نهاد های برتون وودز (Bretoon Woods)، برنامه های هماهنگ شده ساختاری خود را بر دهها کشور جهان تحمیل می کنند. این برنامه ها، حاکمیت کشورها را بی اهمیت شمرده، بر تزلزلات و سستی های اجتماعی افزوده و بدین ترتیب دهها میلیون انسان را به فقر مطلق می کشاند. هدف ایدئولوژیکی این برنامه ها یعنی عمومیت دادن و هم شکل کردن اقتصاد بازار و مردمی کردن سیستمهای سیاسی در تمام سیاره خاکی، امری است مسلم که نویسندگان زیادی از آن سخن گفته اند، از جمله دومینیک ولتن(Dominique Wolton) که می نویسد:
" می دانیم که جهانی شدن پایانی بر کار دولتها است. یعنی حکومتهایی که برحاکیمت و قدرت خود متکی بوده و ایجاد کننده موانع گوناگون در برابر توسعه اقتصادی دنیا هستند. در واقع حکومتهای ملی با توجه به سیاست های کهنه و شکل منظم و خاص سیاسی خود با توسعه جهانی شدن ناسازگار می باشند. این بیانیه که بیشتر توسط طرفداران جهانی شدن اقتصاد مطرح می شود یعنی حرکتی در جهت حمایت از همان مدل لیبرال آمریکایی " ( جهانی شدنی دیگر ـ فلاماریون(Flammarion) ـ صفحه99)
|